تبليغاتX
یک فدایی .... که سیاسی نیست! - ملتمسانه میخواهم..... فقط خدا
چندیست جناح موسوم به "اصولگرا"مشغول  تقدس بخشیدن به افکار و عقاید خود است و این مسئله طی چند روز گذشته شدت یافته به طوریکه در سرمقاله سه شنبه 10 مهر روزنامه کیهان و مطلب اخیر فاطمه رجبی بروز عینی داشته و ناشی از حرکتی هماهنگ در این جهت است.
محمدی نگارنده سرمقاله کیهان با ریشه یابی فرضی نسبت به جریان اصولگرا آنرا ادامه دهنده شیعه در صدر اسلام دانسته و مخالفین را به "تنگ نظری"، "قبیله زدگی" و "مصلحت اندیشی" متهم کرده است . رجبی نیز ضمن "نخبه گرا" و "کارشناس(خودخوانده)" و "مصلحت اندیش" دانستن مخالفین علی(ع) به طور ضمنی جناح مخالف را به آنان تشبیه کرده است.
به راستی چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟
آیا قیاس مابین "شیعه و سنی " با جناحهای "اصلاح طلب و اصولگرا" و تقدس بخشی به طرز تفکر یک جناح در مقابل تفکرات دیگر ؛ راه جدید اصولگرایان است؟
خانه نشینی علی(ع) با استخوانی در گلو و فریادهای درون چاه و سکوت در قبال مقدس نمایان مدعی حکومت "مصلحت اندیشی" نیست؟ فرماندهی جوانی بر خیل بزرگان "نخبه گرایی" نیست؟
دوستان اصولگرا که تاچندی پیش محافظه کار خوانده میشدند چرا اکنون ظاهر اندیشانی را که فرق حکومت علوی و اموی را تشخیص ندادند محافظه کار میخوانند؟
آری بیداری اسلامی در حال بروز است ولی امیدوارم مثال ایشان از افغانستان ، طالبان و از کرانه مدیترانه ، نهرالبارد نباشد . به راستی دوستداران مکنت و قدرت برای دستیابی به خواسته های خود کدام سو را برمیگزینند؟ آیا کسانی که تمامی فشارها را جهت بیان حقایق جامعه تحمل میکنند "عافیت طلب" هستند یا مدح و ثنا گویانی که با خیال آسوده از تنبیه و توقیف ، شب را هم روز میپندارند؟
آری ؛ علی (ع) را ظاهرپرستانی خانه نشین کردند که با ترویج مظاهر دینی ، قدرت تدبر و تفکر را چنان از مردم گرفته بودند که "ابن ملجم" به قصد بهشت ، علی (ع) را به شهادت میرساند. طبق دیدگاه اهل سنت که مطمئنا ظواهر دین را بسیار برتر از شیعیان پاس میدارند آنان "اصولگراتر" از شیعیانی هستند که با بدعت گذاری اسلام را منحرف کرده اند و جالب است که این دیدگاه بسیار شبیه سخنانی است که سرمقاله کیهان بیان و آنرا به عنوان تفاوت اصلی اصولگرایان و اصلاح طلبان یاد میکند .
جالب تر آنکه خانم رجبی معتقد است دشمنان علی(ع) متدینینی هستند که دین را فقط برای قدرت میخواهند و نظامیانی که در غزوات شمشیر زده اند. لازم به یادآوری نیست که با چشمان نیمه باز هم میتوان دریافت که کدام سو متدینین ظاهر پرست مشتاق قدرت در حال به تقدس رسانیدن خویشند همانان که ظواهر دینی را از نفس دین بالاتر میپندارند و آنرا دستمایه خویش برای تهمت و افترا زدن به هم مذهبان خود می کنند.
دوستان اصولگرا را چه شده است که با تشابه خود به علی(ع) ویارانش تفکر مقابل را "اموی"،"فتنه گر"،"جملی"،"نهروانی"و"اشعری" مینامند؟

شهید مطهر که "زمان ومکان" را دخیل در حکمت شیعی خود میدانست و  سعی در زدودن خرافات و خزعبلات متدینین ظاهر پرست از چهره زیبای شیعه داشت ٬ آیا او را هم به بدعتگذاری متهم میکنید؟

آری شاید دولت احمدی نژاد هم چهار سال بیشتر دوام نیاورد اما ملتمسانه از دوستان اصولگرایمان میخواهم با نسبت دادن این زمان به دوره چهار ساله خلافت علی(ع) شان آنحضرت را خدشه دار نکنند.

درد را با که بگویم؟باچاه؟

کاش در خانه ما چاهی بود.....

--------------------------------------------------------------------------------------------

بسم الله الرحمن الرحيم
جناب فدايي
سلام عليكم
در ابتدا لازم مي دانم كه به علت تاخير عذرخواهي كنم.تجميع ماه رمضان،روزه داري،درس و اشتغالات،به كلي توانم را گرفته بود.مجبور شدم كه پس از ماه مبارك و در زماني مناسب نظرم را كه خواسته بوديد ،بنگارم.
1- من آن مقاله كيهان و خانم رجبي را كه گفتيد ،نخوانده ام،اما به نقل قول هاي شما اطمينان مي كنم و بر اساس آن،مي نويسم.
2-فكرنمي كنم كه بيان تاريخ ،براي عبرت گرفتن ،اشكالي داشته باشد.تاريخ قطعا تكرار مي شود و حوادث امروز صحنه هايي را پديدار مي كند كه به شدت شبيه گذشته اند.
3-اصلا قصد ندارم از آن دو مقاله دفاع كنم.بلكه استنباط خودم را از صحبتهايي كه نقل كرديد و نقد هاي خودتان ،بيان مي كنم.
4-ما به عنوان كسي كه اصولگرايي را جريان ناب انقلاب اسلامي و حركت اسلامي امام (ره)،هرگز قصد نداريم كه خود را مقدس نشان بدهيم و جريان مقابلمان را ضد مقدس.اين خواست جريان مقابل ما بود كه نشان بدهد و بگويد كه هيچ تعلق خاطري به مقدسات ندارد.چند نمونه از صحبت هاي اصلاح طلبان را برايتان ،مستند نقل مي كنم.وجدان خود را قاضي كنيد ،آيا اين حرف ها از دهان كسي بيرون مي آيد كه به مقدسات اعتقاد دارد؟آيا عناد ورزيدن با مقدسات و ارزشهاي ديني و انقلاب اسلامي ،به عنوان جنبشي كه تمام حرفش صيانت از ارزش هاي ديني است،عناد ورزيدن با مبناي دين و پيوايان ما نيست؟مگر طلحه و زبير چه مي كردند كه دشمن امير المومنين (ع) شدند و اصلاح طلبان نكرده اند؟

5-الف) در حيطه ولايت سياسي ،حتي ائمه هم وجوب اطاعت ندارند،مردم مي توانند بر امام معصوم خرده بگيرند و فرمانش را اطاعت نكنند.(عبدالكريم سروش-ماهنامه كيان -آبان 77)
ب) حتي عليه خدا هم مي توان تظاهرات كرد(ابراهيم اصغر زاده-كيهان 6/2/77 -اخبار وي‍ژه)
ج) چرا بايد جريان ثقيفه را تبديل به يك كينه تاريخي كنيم؟سوال اين است كه اگر طراحان سقيفه گناه كارند،پس تمام فرق اسلامي به جز شيعيان گناه كار و فريب خورده اند.اين تعصب غير معقول است كه طراحان سقيفه را الي الابد گناه كار بدانيم.(تقي رحماني - روزنامه فتح - 17/1/79 - ص 3)
د)آدم زميني نبايد در پاي ايدئولوژي هاي نا كجا آبادي قرباني شود،ارزش او از ايدئولوژي بالاتر است.ما انسان كامل در بين غير معصومان نداريم و لذاست كه قدرت مطلق،فساد مطلق به بار مي آورد.و جهنمي را روشن مي كند كه همگي در آن خواهند سوخت.پس بهترين راه نجات ،توزيع قدرت است.(اكبر گنجي - روزنامه صبح امروز -22/6/78 - ص 2)
ه)مردم حق دارند همه مسئولين را به سوال كشيده و از آنها انتقاد كنند.حتي اگر آن مسئول ،پيامبر و امام معصوم باشد.بلكه به خود خدا هم مي توان اعتراض كرد و او را فتنه گر ناميد(محمد محمدي اصفهاني - روزنامه ايران -24/4/79)
و)ولايت منحصر در شخص نبي اكرم است و با رفتن او ولايت خاتمه مي يابد.او خاتم نبوت و خاتم ولايت بود.ولايت پيامبر بعد از او به كسي منتقل نشده است(عبدالكريم سروش - ماهنامه كيان - بهمن 77)
ز)ولايت فقيه همان ديكتاتوري صالحان است و نظام جمهوري به عنوان دستآوردي بزرگ ،بهترين راه براي جلوگيري از ديكتاتوري است.(محمود برهاني - روزنامه خرداد - 12/7/78 - ص 11)
ح)ولايت انتصابي امري غير قابل فهم است،و اشكالات و تناقضات عديده اي دارد.(عبداله نوري - هفته نامه راه نو-21/6/77 -ش 21)

ط) دين در حكومت هاي ديني ،نه تنها افيون توده ها است،آنچنانكه ماركس گفته است،علاوه بر آن،افيون حكومت ها هم هست.زيرا اين افيون به واسطه فاصله انداختن بين واقعيت و ذهن حكومت ،نه تنها مردم را در ناآگاهي و فريب قرار مي دهد،بلكه حكومت ها را نيز فريب مي دهد.(هاشم آغاجري - كيهان 29/5/79 - به نقل از نشريه عصر ما)
ي)پيامبر در بدر و حنين شمشير زد.اما آيا جنگ هاي جبهه حق عليه باطل ،پيامد هاي ناخواسته و يا آثار وضعيه به دنبال ندارد؟خشنوت فرزند خشونت است.و درخت خشونت ميوه هايي جز خشونت به بار نمي آورد.هيچ كس حق ندارد به صرف اينكه خود را حق و ديگران را باطل مي داند،دست به خشونت بزند.و در صدد نابودي مخالفان خود از طريق حذف فيزيكي برآيد.(اكبر گنجي - صبح امروز -23/2/78)
ك)ما تلاش مي كنيم خميني را به گونه اي تفسير كنيم كه مخالف با دموكراسي نباشد.خميني ديگر وجود ندارد.آنچه وجود دارد فقط برداشت هاي ما از سخنان اوست.اما به هر حال يك روزي در موزه خواهد رفت و هيچ كس نمي تواند جلوگيري كند.اين يك تكامل تاريخي است(اكبر گنجي - كيهان - 24/1/79)
ل)نظريه غيرت ديني ،ويران كننده انديشه،فرهنگ و تمدن است(عطاالله مهاجراني - روزنامه آريا - 16/1/79)
م)رقص را نبايد همواره ناپسند دانست(عطاالله مهاجراني - نشاط -1/6/78)
ن)برخورد با توهين كنندگان به مقدسات ،چون منجر به اشاعه توهين مي شود ،خود اشاعه فحشا است(عطاالله مهاجراني - اخبار اقتصاد - 5/7/78- ص 11)
س)سر دادن شعار مرگ و آتش كشيدن پرچم آمريكا ،اعمالي زشت و وحشيانه است(عطاالله مهاجراني - جبهه - 30/5/78)

ق)معصومين فقط در كليات و اصول اسوه اند،نه در فروع و جزئيات(محسن كديور - ماهنامه كيان - بهمن 77)
ر)فقيه نه علم غيب دارد و نه عصمت.لذا وجوب تبعيت ندارد و جامعه هم راهي جز رجوع به عقل جمعي ندارد.هيچ الگويي در زمان غيبت براي اداره جامعه در دست نداريم.(محسن كديور- ماهنامه كيان -بهمن 77 )
ش)دين حكومت ندارد و هيچ روشي را براي نحوه حكومت ،پيشنهاد نداده است؛نحوه حكومت را مردم تعيين مي كنند ،چون اصل حكومت يك امر عقلاني است ،نه ديني.(محسن كديور- خرداد -77/9/18 - ص 6)
ژ)محمد خاتمي "اگر دين مقابل آزادي قرار بگيرد ،دين شكست مي خورد.اگر اقتصاد مقابل آزاد بايستد،اقتصاد شكست مي خورد.نمونه اول ،كليسا،قرون وسطي و رنسانس هستند و نمونه دوم شوروي سابق."(16 آذر - دانشگاه تهران)
پ) صبح امروز "صحت قصه حضرت يوسف از محالات است"(صبح امروز- خرداد 78)
گ)عزت الله سحابي"آدم ها و حتي معصومين،خود به خود ، بدون نظارت مردم و به طور اصولي در معرض انحراف هستند"(روزنامه عصر آزادگان -78/10/16 -ص2)
ذ)مرضيه آذرافزا"اينكه پيامبر را ابوالقاسم لقب داده اند ،نه ابو فاطمه ،حاكي از غلبه فرهنگ جاهلي مرد سالاري است."(پيام هاجر - 78/7/13 ش 286 ص 8)
ع)عبدالكريم سروش"فرهنگ شهادت خشونت آفرين است.اگر كشته شدن آسان شد،كشتن هم آسان مي شود."(روزنامه نشاط - 78/3/12 ص6)
چ) سالار بهزادي"تفكر شيعه گري موجب انحطاط مملكت ما و مانعي براي دموكراسي است"(صبح امروز - 78/8/23 - ص8)
ث)مصطفي ملكيان"فقه متداول حوزه ها ،مستمك خشونت طلبان است"(روزنامه خرداد - 78/7/31 ص 6)

اين تنها چند نمونه از تقدس ستيزي اصلاح طلبان است.آيا بيان اين جملات ،دفاع از انديشه و تفكر امام علي (ع) است؟آيا اين جملات بيشتر شبيه سخنان معاويه نيست؟

خوب است خود را به فراموشي نزنيم و گذشته مان را به ياد بياوريم.
آن عكس آخرتان هم بدون ربط نبود بلكه مي خواستيد ،تير آخر را هم شليك كنيد ،شايد به هدف بخورد.
حال خود قضاوت كنيد كه ما بيشتر به طرز تفكر علي (ع) نزديك هستيم يا شما(اصلاح طلبان).
اگر خواستيد ،جواب بدهيد.والامر اليكم.
متشكرم.موفق باشيد.
والسلام عليكم.
محمد مهدي ابراهيمي نصر.

----------------------------------

+ نوشته شده در  شنبه 1386/07/14ساعت 16:23  توسط حامد فدایی  |