تبليغاتX
یک فدایی .... که سیاسی نیست! - تولدت مبارک فقط خدا

چه چیزی میتونه از لبخند کودک شما براتون جذاب تر باشه؟


چند پی نوشت ِ تلخ

پی نوشت ۱: یازده ساله بودم که تلخ ترین فیلم ِ مستند را دیدم٬ کودکانی که دست در دست مادر در هنگام سوار شدن بر پشت یک وانت بار به همان صورت خشک شده بودند٬ وقتی دوربین در کوچه های شهر می چرخید صحنه هایی را می دید که بی اختیار هنر تاکسیدرمی به ذهنتان خطور میکرد٬ هنری که جلاد حلبچه با خردل، سارین، تابون و وی‌اکس به نمایش گذاشته بود. پیرمردی که در هنگام فرار و کودکانی که ایستاده خشک شدند٬ وحشتناک تر از آنچه تا کنون دیدم و شنیدم. نفرین بر قدرتی که اینگونه قدرتمند را وحشی میکند.

پی نوشت ۲: آرزو کردم کاش به جای میلیاردها کمک و وامی که به عراق ٬ بولیوی ٬ ونزوئلا ٬ نیکاراگوئه و لبنان در چند ماهه اخیر کردیم کمی و فقط کمی جاده های برون شهری را استاندارد میکردیم تا شاید تمام مشهد مقدس در آستانه سال نو عزادار بیست و پنج جوان راهی سرزمینهای نور نشود.

پی نوشت ۳: هنگامی که وزیر ِ کشور ِ مجری ِ انتخابات با شادمانی از پیروزی یک رقیب ِ انتخاباتی سخن گفت ٬ به آنچه باور داشتم٬ ایمان پیدا کردم.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/12/27ساعت 19:30  توسط حامد فدایی  |