تبليغاتX
یک فدایی .... که سیاسی نیست! فقط خدا

مدت زمان زیادی نیست که اوقاتی از ساعاتِ روز را به خواندن و گاه گاهی نوشتن در بلاگفا میگذرانم.

دوستانِ بسیاری در این مدت در زندگی مجازی من وارد شدند که  همگی را قطعاْ باید مصداق حدیثِ مبارکِ "قد علمنی حرفا فقد صیرنی عبدا" دانست و در این میان وبلاگ فریاد سبز با نوشته هایی از دوست خوب و نادیده ام محمود ولی بیگلو٬ به جرات از بهترین وبلاگهایی بوده که هر روز مرا برای گشت و گذاری در میان انبوه وبلاگها ترغیب مینمود. سخت است برای من دانستن این حقیقت که محمود عزیز تصمیم بر تعطیلی وبلاگش گرفته است. هرچند او را ندیده و سعادت دیدارش را  شاید در آینده نیز نداشته باشم. بر حسب وظیفه این چند سطر را نوشتم باشد که دلیل کوچکی شود برای بازگشت او  در آینده پس از رفع دغدغه هایی که او را مصمم به این تصمیم کرده است.

شب هشتم محرم حسینیه اعظم زنجان را به خاطر خواهیم داشت.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/10/26ساعت 17:4  توسط حامد فدایی  | 

"قدبازی" واژه ای قدیمی ولی آشناست. این واژه نشان از فرهنگی غلط اما فراگیر در جامعه ماست که از جاهلانِ لوطی و عیارنما به ارث رسیده و هرروزه شاهد نمونه های بسیاری از آن هستیم. از ترافیک شهری و سبقت در اتوبانها گرفته تا طنزهای تلوزیونی. دوستی میگفت ما ایرانیها حاضریم بمیریم ولی حرف٬ حرفِ خودمان باشد. این سخن هرچند اغراق بسیاری درخود دارد ولی بیراهه نیست. بسیاری از مشکلات سیاسی ما نیز ناشی از همین فرهنگ غلط اما فراگیر است. به کرسی نشاندنِ سخن خود یا همفکرانِ خود به هر قیمتی و با هر هزینه ای٬ بدون تفکر به این موضوع که آیا راه حل مناسبتری وجود دارد یانه.

اما آیا بزرگان قوم حق دارند بر سر جان و سلامت مردم نیز چنین کنند؟ قطع گاز ترکمنستان که تنها و تنها به دلیل افزایش ناگهانی قیمت آن صورت گرفت نمونه ای از این فرهنگ است. به هیچ عنوان قصد ندارم تا ترکمنستان را محق در انجام چنین عملی جلوه دهم ولی آیا خرید گاز از ترکمنستان حتی با قیمت چند برابر بازار جهانی حداقل برای مدتی کوتاه تا پایان موج سرمای کم سابقه کنونی٬ انتظاری نابجا بود؟ میتوانستیم با سیاست و درایت حتی با پذیرش موقتِ قیمت پیشنهادی٬ ترکمنستان را به ادامه ارسال گاز مجاب کنیم و قیمت قطعی و مذاکرات نهایی را تا پس از این سرمای زودگذر به تأخیر بیندازیم.

موضوع وقتی جالب است که یادمان می آید رییس جمهور فقید ترکمنستان(مراد نیازف) سفرهایی پی در پی برای فروش گاز به ایران داشت و علاقمندی تمام کشورهای تازه استقلال یافته را برای ایجاد رابطه ای دوستانه با ایران به خاطر می آوریم وتأسف میخوریم که چرا دیپلماسی ما در برخورد با این کشورها آنقدر ضعیف است که برای مثال بیش از یک سال و نیم است که سفیری در تاجیکستان نداریم.

دیپلماسی معکوس که حاصلِ آن جدایی از کشورهای منطقه و نگاه به چند کشور کوچک در آمریکای لاتین بوده است٬ موضوع این متن نیست و تنها باید این نکته را یادآور شد که دولت محترم به جای پرداخت ۵۰ هزارتومان به خانواده هایی که قطعی گاز داشته اند٬ میتوانست کمی مصلحت اندیشی و درایت را در سیاست خود لحاظ نموده و قیمت پیشنهادی ترکمنستان را میپذیرفت. هرکدام از ما اگر لحظه ای به جای هموطنانمان در شمال و غرب کشور بودیم مطمئناً پایداری دولتمردانمان را در سهم ایران از خزر بیشتر مقبول میدانستیم تا پایداری آنان را بر قیمتی که در آینده قابل تغییر بوده و هست و اگر رییس جمهورمان از خرید گاز با چندین برابر قیمت جهانی برای در امان ماندن هموطنانمان سخن میگفت بیشتر خوشحال میشدیم تا زمانیکه از زبان بالاترین مقام اجرایی کشور میشنویم که: در صورت وصل گاز ترکمنستان هم دیگر از گاز نامطمئن برای مصارف خانگی استفاده نخواهیم کرد. هرچند این جمله دکتر احمدی نژاد امیدی برای آینده بوجود می آورد ولی در وضعیت کنونی هموطنانمان تأثیری نخواهد داشت.

نوذري: گاز تركمنستان وصل نشود، اعلا‌م بي‌نيازي مي‌كنيم ‌

پس از جلسه غيرعلني مجلس، خبرنگار فارس خود را به نوذري رساند تا نظر وزير نفت را در اين باره جويا شود. غلا‌محسين نوذري وزير نفت نيز گفت: تركمنستان بايد گاز قطع‌شده را وصل كند تا مذاكره كنيم. ‌

‌ وي درباره حل مشكل قطع گاز صادراتي تركمنستان به ايران گفت: ‌تركمنستان بايد ابتدا گاز را وصل كند و بعد براي مذاكره بيايد، در غير اين صورت ما اعلا‌م مي‌كنيم نيازي به گاز تركمنستان نداريم. ‌

پی نوشت یک: دلسوزی بسیاری از مسئولین در این سرمای کم سابقه قابل تقدیر است و مطمئناً وضعیتی که در چند دهه گذشته کم سابقه بوده است را انصاف نیست اگر بدون بروز مشکلی بخواهیم.

پی نوشت دو: پی نوشت یک را فقط کسانی بخوانند که در اوج سرما در اطاق و خانه گرمشان از نعمت گاز بی بهره نبوده اند.

پی نوشت سه: احمدي نژاد: كساني در داخل ايران از تركمنستان خواسته اند صدور گاز به ايران را قطع كند

پی نوشت سه ونیم:سايت رسمي وزارت خارجه تركمنستان علت قطع گاز صادراتي را خودداري ايران از انجام تعهدات خود و عدم پرداخت به موقع بهاي گاز و تعويق تعميرات ضروري در اين خط لوله به خاطر عدم تامين هزينه‌هاي آن اعلا م كرد

پی نوشت چهار: زندگینامه مختصری از مرحوم شهیدی

پی نوشت پنج: یک وصیت:اين استاد فرزانه هميشه در درس هاي اخلاقش مي گفت در صورت فوتم به هيچ وجه راه و جاده را براي تشييع جنازه ام نبنديد تا کسي آزار نبيند و خيلي آرام در يکي از حجرات همين مدرسه علميه (يعني مدرسه علميه آيت الله مجتهدي ) دفنم کنيد.(منبع)

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/10/23ساعت 14:9  توسط حامد فدایی  | 

دید موسی شـبـانی را به راه                        کو همی گوید ای خدا و ای اله

تــو کجایی تا شوم من چاکرت                      چارقت دوزم کنم شانه سرت

دســتکت بــوسم بمالم پایکت                       وقت خواب آید بروبم جایکت

.......

گفت موسی هان خیره‌سر شدی                  خود مسلمان ناشده کافر شدی

.......

گفت ای موسی زبانم دوختی                     وز پشیمانی تو جانم سوختی

جامه را بدرید و آهی کرد تلخ                     سر نهاد اندر بیابان و برفت

وحی آمد سوی موسی از خدا                        بنده ی ما را زما کردی جدا

تو برای وصل کردن آمدی

نی برای فصل کردن آمدی

ما برون را ننگریم و قال را

ما درون را بنگریم وحال را


محرم شد٬

خواستم از حاج منصورها بنویسم و مداحان حکومتی٬ همراهی سفرهای استانی و عناد با رقیب انتخاباتی٬ خواستم از هیئتهای عزاداری بنویسم و فخر فروشی عَلَمهایشان٬ سینه و زنجیرزدنهای همراه با دُهُل و طبل و گاهی هم اُرگِ کاسیو!!!٬ خواستم از شب زنده داری بنویسم و خواب روز٬ دادن نذری با لقمه شُبهه٬ سی دی های دیوانگان و مریدان و استهزاء توحید و بندگی٬ خواستم از نوشیدن لیوان نیم خورده رییس جمهور بنویسم و تبرّک گدایانِ تایید صلاحیت٬ سنّتِ خواندنِ ترجمه قرآن در گرماگرم ثبت نام نمایندگان مجلس.

اما من «فصل کردن» را دوست ندارم٬ بگذار هرکس آنطور که دوست دارد باورهایش را بشناسد٬ مهم اینست که در باورهایش صادق باشد٬ حداقل با خودش٬ پیامبران هم مبعوثِ همین راهند٬ عشق به خدای یگانه و صداقت در این باور٬ عاشورا و کربلا و محرم بهانه است برای آنکه مقصود است٬ مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه٬ توسل شیعه بر خاندان است اما توکلش و تعبّدش برای خداست٬ کَلب الرقیه بوی راستی نمی دهد اگر از جنسِ « دستکت بوسم» نباشد٬ صدای خوش چه بیش از پاواراتی دارد اگر صداقت عجینش نباشد٬ این دهه عزیز چه برایمان دارد اگر نفهمیم حسین (ع) خود را قربانی امر به معروف کرد نه ملّتش را٬ آه که نمیفهمم و عاجزم از این ادراک که چرا حج را برای خدمت نیمه کاره رها کرد٬ اما آنجا که «صداقت در باورها» حرف اول و آخر را میزند چه جای تعجب از صبر زینب٬ خون خواهان زیادی که بعد از روز عاشورا حسین(ع) را امام دانستند کدامشان صداقت سجاد(ع) را داشتند٬ باورهایمان مقدسند اگر صادق باشیم که او برون را ننگرد و قال را ٬ او درون را میبیند و حال را.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/10/19ساعت 12:10  توسط حامد فدایی  | 

و زندگی ادامه دارد....

خانه:

ساعت ۹ صبح ٬ آماده ام برای رفتن به شرکت٬ گاز چند روزی توی شهرک صنعتی قطع شده باید به شرکت گاز یه سری بزنم٬ خط موبایلم یکطرفه شده به همین خاطر گوشی همسرم رو هم برمیدارم

جاده:

برای رفتن به شرکت گاز از جاده ای باید عبور کنم که یک باند رفت و یک باند برگشت داره٬ سمت چپ جاده کانال آبی هست به عمق ۵ متر و عرض حدودی ۶ متر که برای هدایت آبهای سطحی ساخته شده٬ از خاکهایی که از خاکبرداری کانال بدست اومده یک حائل بین جاده و کانال ایجاد کردند مشابه یک خاکریز(تپه مصنوعی) به ارتفاع حدودی دو متر و من توی جاده رانندگی میکنم

حادثه:

انحراف به چپ یک پژو ۴۰۵ زرشکی که از روبرو میاد...... فرمان رو به سمت راست میپیچم..... ماشین میره توی شن.... فرمان رو به سمت چپ میپیچم...... همه چیز سیاه میشه.....خدایا حداقل توی آب بیام پایین نه روی بتن کانال......

میگن: ماشین بعد از بالارفتن از تپه مصنوعی و پروازی چند متری توی کانال فرود اومده (من چیزی به خاطرندارم)

میگن: راننده با معرفت یک ماشین پخش فرآورده های کاله به نام آقای جعفری با طناب من رو از توی کانال نجات داده (من چیزی به خاطرندارم)

میگن: نیروی انتظامی و آتشنشانی هم اومدن (من چیزی به خاطرندارم)

میگن: نگران بودم که چرا گوشیِ همسرم پیشم بوده و نگران از اینکه شاید همسر و دخترم هم همراهم بودن (من چیزی به خاطرندارم)

همسرم میگه: تلفنی با اون صحبت کردم و پدرم هم میگه خودم به اونها هم زنگ زدم (من چیزی به خاطرندارم)

بعد از حادثه:

شکر خدا رو که مشکلی برای خودم پیش نیومده جز دو ساعت فراموشی کامل. مرگ به همین نزدیکی است و زندگی ادامه داره

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/10/15ساعت 15:3  توسط حامد فدایی  |