تبليغاتX
یک فدایی .... که سیاسی نیست! فقط خدا
طولانی ترین شب عرفه عمرم!

شاید این طولانی ترین شب عرفه عمرم باشد٬ خوشا به سعادتم اگر دعایی کردم و مستجاب شد و بدا به حالم اگر یادم نبود.

همین!


حلالیت بطلبید!

منصوری٬ توکلی٬ قصابان تبرئه شدند٬ به همین راحتی!!!!! به همین خوشمزگی!!!!

از زمان دستگیری آنان تاکنون افراد و وبلاگهای زیادی دیدم که آنانرا به جرم گناه ناکرده تا حد ارتداد کشاندند.حال زمان حلالیت است٬ اعتراف به گناه٬ شجاعتی است که بسیاری نوشتن آنرا نیز باید دوباره بیاموزند٬ اما تنها یک دقیقه با خود خلوت کنید٬ شاید سال بعد در چنین روزهایی شما در عرفات باشید و شاید هم.....

هم اکنون حلالیت بطلبید٬ فقط با نوشتن چند خط.


یک گام به جلو:

بحث آنکه آیا استدلالهای دکتر احمدی نژاد در مورد وضعیت اقتصادی جامعه ایرانی تا چه حد با واقعیتهای موجود تطابق دارد یا نه٬ مطلبی است که در صلاحیت من نیست. اما یک نکته مثبت در سخنان ایشان موج میزد و آن قبول برخی ناکارآمدیها در دولت نهم بود.

خلاف بانکها و عدم توجه کافی به وضعیت مسکن٬ دو نکته ای بود که این بار احمدی نژاد آنرا مشکل دولت خود نامید و حتی با آنکه دلایل دیگری نیز در این زمینه عنوان کرد ولی این یک گام بزرگ برای دولتی است که تا کنون تمام مشکلات را ناشی از بی انضباطیهای گذشته میدانست

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/29ساعت 12:38  توسط حامد فدایی  | 

به نام خدا

جناب آقای رییس جمهور

با سلام

این نامه همچون نام مفسدین اقتصادی که مدتی است در جیب شما مانده، چند روزی در جیب من مانده بود زیرا در مورد برخی موارد آن تردید داشتم که برطرف شد. من به شما رای نداده ام. نه به این دلیل که گفتمان مهدویت یا ساده زیستی شما را قبول ندارم و نه به دلیل اینکه حب کسی ، بغض شما را در دل من ایجاد کرده باشد ، فقط و فقط به دلیل اینکه من جامعه چندصدایی را از حکومت تکصدایی بهتر میدانم. این مطلب را ذکر کردم تا ثابت شود بغضی از شما به دل نداشته و تنها تفاوت دیدگاه است.

آقای رییس جمهور:

مدتی است با دوستانی آشنا شدم که از دوستداران شما هستند ، بر ساده زیستی و صداقت شما اصرار دارند و مشکلات را ناشی از 16 سال حکومت غیر همسو با شما میدانند. مدتی به عقاید دوستان فکر کردم و مخصوصاً پس از آنکه بزرگواری فرمودند پیشرو در شکاک کردن دوستان به شما نشوم و با شوکی که فریادی سبز به وجود آورد، تصمیم گرفتم تا به گفته دوستی ذهنم را نسبت به دیدگاه شما از نو بسازم. به همین دلیل حتی زمانیکه دوست و یار شفیق شما (توکلی) گدایی دعوتنامه را از امیر قطر مخالف عزت ملی خواند، من سعی در توجیه آن داشتم و آنگاه که یاردیرینه شما(دکترعباسی) دولت نهم را به مینی بوسی با چراغهای خاموش تشبیه کرد که با سرعت پیش میرود و خطر سقوط در پرتگاه را نیز دارد، باز هم به جای نکوهش خاموشی چراغ، جسارت راننده را ستودم.

آقای رییس جمهور:

خبری چون پتک بر سر تمام آن خوشبینی ها زد، انتشار روزنامه خورشید زیر نظر سازمان تامین اجتماعی با تیراژ یک میلیون و پانصد هزار نسخه در روز که به صورت رایگان توزیع خواهد شد!!!!  هم من میدانم و هم شما مطلع هستید که این غول رسانه ای مطمئناً تنها وسیله رسانه ای جمعی اصلاح طلبان (روزنامه های مستقل) را به زانو در خواهد آورد و احتمالاً چند روزنامه موجود آنان نیز به سرنوشت همبستگی و کارگزاران دچار خواهند شد و عطای روزنامه داری را به لقای طلبکاران خواهند بخشید و انتشار خورشید تیر خلاصی خواهد بود بر پیکر بی جان روزنامه های مستقل از دولت و با آنکه زمان انتشار روزنامه مطلوب شما در ایام انتخابات مجلس هشتم بوده و شبهه استفاده از امکانات دولتی برای منافع گروهی از سر و روی این تصمیم می بارد ولی از آنجا که دوستان صادقی ، صداقت شما را تایید کرده اند،اساس را بر این میگذارم که نیت شما از این عمل ؛ خدمت رسانی به 28 میلیون رای دهنده محروم  سازمان تامین اجتماعی است.

آقای رییس جمهور:

با خوشبینانه ترین نگاه و مرور قیمت چند روزنامه ی بدون سوبسید روی دکه روزنامه فروشی ها، هزینه هر نسخه از روزنامه خورشید 200 تومان  خواهد بود و این به معنای روزانه سیصد میلیون تومان و ماهانه (بدون روزهای تعطیل) هشت میلیارد تومان خرجی که به گردن آن 28 میلیون نفر خواهد افتاد. هرچند به دلیل آنکه انتشار این روزنامه را تبلیغات انتخاباتی نمیدانم و همچنین از مخارج تبلیغاتی مافیای زر و زور و تزویر هم بی اطلاعم، پس این دو را با هم مقایسه نمیکنم.

آقای رییس جمهور:

چند هفته پیش در سیمای ضرغامی، شهرک گلها را نشان میداد که در چند کیلومتری پایتخت و در استان تهران ، مردمانش از نبود حتی یک خانه بهداشت سخن میگفتند و می نالیدند که بیماران بدحال و حتی کودکان و زنان باردار را باید بیست کیلومتر تا اولین درمانگاه با وسیله شخصی ببرند. من اطلاع دقیقی از آمار چنین شهرکها یا روستاهایی نه در استان متمول تهران و نه در سایر استانهای محرومتر و محرومترین ندارم و نمی دانم که با هشت میلیارد هزینه یک ماهه روزنامه خورشید چند درمانگاه میتوان برای سازمان تامین اجتماعی ساخت. این را به مشاورین آگاه و صدیق شما واگذار میکنم.

آقای رییس جمهور:

چند روز پیش سالروز  حادثه آتش سوزی در دبستانی بود که چهره سوخته آینده سازان این مرز پرگهر ، دل هر انسانی را به درد می آورد. من اطلاع دقیقی از مدارسی که هنوز با آن بخاریهای غیر استاندارد مجبورند امسال را هم سپری کنند ندارم و نمیدانم که آیا با هشت میلیارد هزینه ی  فقط یک ماه روزنامه خورشید میتوان بخاری استاندارد برای آنان خرید یا نه، ولی میدانم که شاید با فقط هزینه ی یک روز آری فقط یک روز آن روزنامه، سازمان تامین اجتماعی میتواند مخارج جراحی پلاستیک این کودکان معصوم را به عهده گیرد.

آقای رییس جمهور:

چندی پیش از اهدای عروسک به دختران روستایی در سفر استانی شما به خراسان جنوبی انتقاد کردم، حال با تاکید بر اشتباه خود، انتقادم را پس میگیرم و از شما ملتمسانه درخواست میکنم که با هشت میلیارد هزینه روزنامه خورشید، ماهیانه برای تمام دختران ایرانی عروسک چینی بخرید و شاید مشاوران شما توصیه کردند که با چند ماه هزینه آن کارخانه تولید عروسک بسازید تا هم اشتغال ایجاد شود و هم کودکان ما عروسک ایرانی در آغوش بگیرند.

آقای رییس جمهور:

با هزینه این روزنامه و با احتساب میانگین خانواده چهار نفره در ایران، شما میتوانید ماهانه یک میلیون نفر را تحت پوشش خدمات تامین اجتماعی قرار دهید که از نظر من این کار بیشتر در راستای عدالت گستری و اخلاص میتواند قرار گیرد تا توزیع رایگان روزنامه ای که همه میدانیم درصد بالایی از آن بدون حتی یکبار مطالعه به صورت فله ای به کارخانجات بازیافت کاغذ فروخته خواهد شد و هدف شما را از گسترش فرهنگ روزنامه خوانی(!) محقق نخواهد کرد.

آقای رییس جمهور:

انتشار پرتیراژ و رایگان روزنامه خورشید، سبب فتح باب انتشار روزنامه های دیگری خواهد شد که هم اکنون نیز زمزمه هایی از آن به گوش میرسد. رقیب شما در شهرداری تهران نیز روزنامه شهروند را میخواهد و اتحاد ملی احتمالاً رسانه دبیر مجمع تشخیص نظام خواهد شد، اگر آنان هم مانند شما درصدد گسترش فرهنگ روزنامه خوانی و خدمت به مردم از طریق تیراژبالا و توزیع رایگان برآیند مطمئناً این عمل به حساب باقیات الصالحات شما گذاشته نخواهد شد و من چون آمار دقیقی از واردات کاغذ و قیمت جهانی آن ندارم و تنها از بالا بودن قیمت کتابهایی که میخوانم، میتوانم برداشت ناقصی از آن داشته باشم، لذا در این زمینه هم سکوت میکنم.

آقای رییس جمهور:

شما امسال به سفر حج مشرف خواهید شد و حدوداً یک درصد از 1400 روزی که باید رییس جمهور این مملکت باشید را به مناسک حج خواهید پرداخت و من  امیدوارم حداقل توشه ای که از این سفر معنوی برای خود و مردم خود به ارمغان می آورید، بازنگری در تصمیم انتشار این روزنامه باشد که نه فقط حرفی از آهن مانده است، شمع بیت المال روشن مانده است.

آقای رییس جمهور:

حجکم مقبول و سعیکم مشکور.

+ نوشته شده در  شنبه 1386/09/24ساعت 12:46  توسط حامد فدایی  | 

"حرف بسه  دروغ بسه"٬ " دانشجو بیدار است از خاتمی بیزار است" ٬ " خاتمی خاتمی خجالت خجالت" ٬ " خاتمی رای ما رو پس بده"

دوشنبه ۱۶ آذر ۱۳۸۳ آخرین حضور خاتمی به عنوان رییس جمهور در دانشگاه تهران با شعار های فوق همراه بود. دانشجویان او را به سکوت در برابر ایجاد فضای رعب و وحشت متهم میکنند و حتی از او میپرسند که چرا برای دور دوم رییس جمهور شده است. آنها معتقدند خاتمی شعارهایی داده و از آنها عقب نشسته است و در حقیقت هشت سال افتضاح به بار آورد و هزینه ها و شکستهایی را بر پیکر نحیف جامعه وارد کرد و اکنون در برابر دانشجویان پاسخی برای گفتن ندارد. آنها خاتمی را به دروغگویی متهم میکنند و از او میخواهند که از این رفتار خود خجالت بکشد. خاتمی در برابر همه انتقاد ها پاسخ میدهد : دیگران خواهند آمد و شما عمل آنها را هم خواهید دید. اما همه او را مقصر میدانند و این را با صدای بلند بر سرش فریاد میزنند.

 

"خاتمی پاینده رییس جمهور آینده" ٬ "خاتمی دوستت داریم" ٬ "دانشگاه سنگر است خاتمی را یاور است" ٬ "صل علی محمد  ناجی ملت آمد" ٬ "سلام بر خاتمی"

سه شنبه ۲۰ آذر ۱۳۸۶ اولین حضور خاتمی در دانشگاه پس از ریاست جمهوری با حضور حداقل ۵۰۰۰ نفر با شعارهای فوق همراه بود. دانشجویان او را به حضور در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری ترغیب می کنند و از درددلهایشان میگویند. دیگر کسی اورا مقصر نمیداند و او را خائن به اصلاحات نمینامد. حال همه از او در مورد کارهای دیگران میپرسند و او را ناجی ملت مینامند! خود را یاور او معرفی میکنند و از او میخواهند که به صحنه سیاسی کشور برگردد!

 

چه تغییری ایجاد شده که اینگونه نگاه دانشجویان به خاتمی تغییر کرده است. رفتار و منش و گفتار خاتمی نشان از تغییر او در این سه سال ندارد٬ او همان خاتمی است با تمام خصوصیات بد و خوبش!

·        نمیخواهم این تغییر را ناشی از بد اخلاقیهای مفرط دوره اخیر نسبت به دانشجویان بدانم

·         نمیخواهم این تغییر را نشان از نا امیدی دانشجویان از وضع موجود بدانم

·         نمیخواهم این تغییر را نمودی از امید دانشجویان به یک منجی بدانم

میخواهم کمی در ذهن خود این تغییر را نشان از پختگی سیاسی جنبش دانشجویی ببینم٬ جنبشی که از وقایع خوب وبد سالهای گذشته به این نتیجه رسیده است که طرحهای عبور از خاتمی و عبور از قانون اساسی و رادیکال کردن تفکرات و عمل٬ تنها فرصتی است مغتنم برای فرصت طلبان خارجی جهت سوء استفاده از نام دانشجو و دلیلی است طلایی برای داخل نشینانی که دانشگاه آزاد اندیش و سیاسی را برنمیتابند و به دنبال بهانه برای سرکوب و ایجاد فضای رعب و وحشت میگردند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/09/21ساعت 14:25  توسط حامد فدایی  | 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/09/19ساعت 19:18  توسط حامد فدایی  | 

بد نیست ببینید:http://www.farsnews.com/plarg.php?nn=M279521.jpg

جمهوری اسلامی:گروه موسيقي زنان « ژيوار » در تعدادي از سفارتخانه هاي كشورهاي خارجي در تهران براي سفيرهاي خارجي كنسرت موسيقي و آواز كردي اجرا كرده است . خواننده اين گروه در گفت وگو با « پيامنير » در تهران گفت : بنابه دعوت رسمي تعدادي از سفارتخانه هاي كشورهاي خارجي در تهران و به منظور معرفي موسيقي و آواز كردي سلسله كنسرت هايي را با همكاري گروه موسيقي بانوان « ژيوار » اجرا كرده ايم . وي اجراي كنسرت موسيقي در سفارت اتريش و براي بيشتر سفرا و ديپلمات هاي اين كشور در جريان ديدارهاي آنان از ايران را از جمله فعاليت هاي اين گروه عنوان كرد. به گفته وي احتمالا اين گروه براي اجراي كنسرت در اتريش دعوت خواهد شد ضمن اينكه گفت اين گروه در سفارتخانه هاي كشورهاي مكزيك سوئيس آفريقاي جنوبي و آرژانتين نيز كنسرت اجرا كرده است . كليه اعضاي اين گروه موسيقي از خواننده و نوازندگان و سرپرست گروه را زنان تشكيل ميدهند. چشم وزارت خارجه دولت اصولگرا روشن


اصلاْ به من چه که احمدی نژاد زیر تابلوی خلیج ع رب ی نشسته و به من چه که دانشجوها تو زندانند و موسویان آزاد !

به من چه که در مورد جزائر سه گانه مذاکره میکنیم و برای خوشآمد دوستان عرب لچک عربی به سر میبندیم!

به من چه که فردا روز دانشجوست و باید از زندان اوین نوشت!

به من چه که آمریکا تحریم را بر تهدید ترجیح داده!

فردا روز دانشجوست و دانشجویان ما باید آزاد اندیش باشند البته چون آزاد اندیشی به معنی هرطور میخواهی فکر کن نیست پس برای اینکه ما هم فردا را یادمان برود به مساله زیر میپردازیم:

سوال اول: معماي انيشتن
1- در يک خيابون 5 خونه وجود داره که با پنج رنگ متفاوت رنگ شدن.
2- تو هر خونه يه نفر با مليت متفاوت با بقيه زندگی ميکنه.
3- هر کدوم از 5 صابخونه يه نوشيدنی متفاوت, يه مارک سيگار متفاوت دوست داره و يه حيوون متفاوت تو خونه نگهداری ميکنه

سوال اينه که کی تو خونه ماهی نگهداری ميکنه با اين شرطها که:

1- انگليسه خونه اش قرمزه
2- سوئديه تو خونه سگ نگه ميداره
3- دانمارکيه چای دوست داره
4- خونه سبز رنگ سمت چپ خونه سفيده
5- صاحب خونه ی سبز رنگ قهوه دوست داره
6- کسی که سيگار پالمال ميکشه پرنده نگهداری ميکنه
7- صاحب خونه زرد رنگ سيگار دانهيل ميکشه
8- مردی که تو خونه وسطی زندگی ميکنه شير مينوشد
9- نروژيه تو اولين خونه زندگی ميکنه
10- مردی که بلندز ميکشه همسايه اونيه که گربه نگهداری ميکنه
11- مردی که اسب نگهداری ميکنه همسايه مرديه که دانهيل ميکشه
12- مردی که بلو مستر ميکشه نوشابه دوست داره
13- آلمانيه سيگار پرنس ميکشه
14- نروژيه همسايه اونيه که خونه اش آبيه
15- مردی که بلندز ميکشه همسايه ای داره که آب مينوشد

سوال دوم:
يك بشكه آب 12 ليتري داريم و دو تا
بشكة 5 و 8 ليتري خالي (جمعاً سه تا بشكه 12-8-5). حالا ميخوايم 6 ليتر  آب توی ظرف ۱۲ لیتری داشته باشیم.

ضمناْ اگر تمام ۱۶ آذر را با این وقت شما گرفته نشد میتوانید به تست هوش هم سری بزنید.


البته سوالها کاملاْ علمی است و تست هوش هم در صد بالایی از درستی را داراست.

امتحان کنید بهتر از فکر کردن به ۱۶ آذر ٬ زندان اوین ٬ دانشجو ٬ آزاد اندیشی ٬ تفکر و.... است.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/15ساعت 17:29  توسط حامد فدایی  | 

مقدمه ۱:

همانطور که میدانید اینجا یک وبلاگ خصوصی است، پس نظراتی که از طرف من در اینجا منعکس میشود نه یک اظهار نظر کارشناسانه٬ بلکه عقیده ای است که در ذهن یک فرد عادی اجتماع وجود دارد و احتمال اشتباه در آن بسیار زیاد است. درج این مطالب نیز جهت دانستن عقاید دیگران و افزودن به اطلاعات نویسنده، صورت میگیرد. لذا اگر انتقادی میشود هدف زیر سوال بردن شخص یا گروهی نیست. فقط و فقط ابراز عقیده ایست که به آن ایمان دارم هرچند ممکن است دارای اشتباه نیز باشد.

 

مقدمه 2:

ضمن عذرخواهی بابت طولانی شدن مطلب، از دوستان عزیز خواهشمندم منت نهاده، یا این نوشتار را نخوانند، یا اگر بزرگواری فرموده و این مطلب را نگاه میکنند، نگاهشان سطحی و روخوانی یک متن نباشد زیرا برداشت دوستان برای نویسنده بسیار مهم است.

 

دیدار حوزویان با رهبر:

هفته گذشته مقام رهبری در دیدار با طلاب، بحثی پیرامون اصلاح ساختار تدریسی حوزه علمیه داشتند و از آنجا که مدت زمانیست یکی از سوالات مهم و بی جواب من نیز نحوه ، کتب و ساختار تدریس در حوزه است، امید دارم با نگارش این مطلب به برخی پاسخها برسم.

  • تأکید بر لزوم نهادینه شدن آینده نگری در حوزه های علمیه
  • مدیریت تحول، برنامه ریزی علمی، بازنگری در متون آموزشی، سیاستگذاری متناسب با نیازهای علمی
  • کناره گیری از تحول موجب از بین رفتن و یا منزوی شدن خواهد شد بنابراین، تحول را باید پذیرفت و آن را در جهت صحیح مدیریت کرد
  • بهره گیری از یک شورای برنامه ریزی آگاه به شیوه های علمی و نوین برنامه ریزی 
  • کرسی های آزاداندیشی باید به یک عرف در حوزه های علمیه تبدیل شوند

سالهای سال است که همه ما رساله های مراجع مختلف را مطالعه کرده ایم و تا آنجا که من به خاطر داشته ام اکثر این رسالات تشابه بسیاری با یکدیگردارند و اختلافات اغلب بر وجوب یا احتیاط در وجوب خلاصه میشود. این سوال برای من مطرح است که آیا ظرفیت حوزه علمیه تا همین حد است؟

 

ادامه مطلب را بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/09/12ساعت 14:32  توسط حامد فدایی  | 

جوان هرروز زیر درختی می آسود.

پیردانا او را گفت: تبری بردار و برای خود خانه ای بساز.

جوان: بعد از آن چه کنم؟

پیردانا: اسبابی برای زندگی محیا کن.

جوان: پس از آن؟

پیردانا: کسب و کاری پیشه کن.

جوان: وبعد؟

پیردانا: تلاش کن و زندگیت را رونق بده.

جوان: در آخر چه؟

پیردانا: گوشه ای نشین و از زندگی لذت ببر.

جوان: اکنون نیز در این گوشه از زندگی لذت میبرم.

 


همسر شخصی که نام آشناست در توصیف ساده زیستی خانواده خود گفت :"حتی برخی از وسایلی که نوعروسان دارند را نیز نداریم".

ساده زیستی یک صفت بسیار نیکو و پسندیده است که این روزها نقل محافل و سبب فخر برخی بزرگان شده است. من نیز در دل مسئولینی که به واقع ساده و عامیانه زندگی میکنند را میستایم. اما چندیست دچار تناقضی شده ام در خصوص تعریف "ساده زیستی".

آیا استفاده نکردن از وسایل مدرن زندگی، ساده زیستی است؟ آیا استفاده از امکانات موجود و تلاش برای بدست آوردن و مهیا کردن وسایلی بهتر، مغایرتی با ساده زیستی دارد؟

در ذهن خود روزی را تصور میکنم که تمام مردم دنیا ساده زیستی را تفسیر به استفاده نکردن از وسایل رفاهی زندگی کنند. به همان خودرویی که استفاده میکنند قانع باشند و واستفاده از لوازم زندگی مدرن را مغایر ساده زیستی بپندارند. در آنصورت حتما جهانی خواهیم داشت ایستا و غیر متحرک. دیگر تولیدکنندگان، دلیلی برای ارتقاء کیفی محصولات نخواهند داشت. دیگر اختراع و مخترع مفهوم ارزشی خود را از دست خواهد داد. اگر تمام مردم جهان به همان پیاله و کاسه خود قناعت میکردند، اکنون رفاهیات کنونی شاید افسانه ای بیش نبود.

·          کاش ساده زیستی به جای استفاده نکردن از رفاهیات؛ درست استفاده کردن از امکانات بود.

·          کاش ساده زیستی به جای زندگی در خانه ای بزرگ با امکانات قدیمی؛ زندگی در خانه ای کوچک با امکانات مدرن بود.

·          کاش ساده زیستی به جای کتابخانه ای بدون نیاز به کتاب بیشتر؛ داشتن ارتباط اطلاعاتی با دنیای اطراف بود.

·          کاش ساده زیستی به جای تبلیغات سیاه و سفید انتخاباتی؛ ندادن دوچرخه و واکمن و عروسک با خرج دولت بود.

·          کاش ساده زیستی به جای کاپشن ارزان چینی؛ کت و شلوار فاخر ایرانی بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/09/06ساعت 22:40  توسط حامد فدایی  | 

 

دل آرام علی٬ مریم حسین خواه٬ عدنان حسن پور٬ دانشجویان پلی تکنیک و علامه و شیراز٬ زهرا بنی یعقوب٬ فروهر٬ حجاریان و  ......

تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.


متن شکايت نامه در خصوص ضرب و شتم در زندان

مجيد توکلي - دوشنبه 5 آذر 1386 [2007.11.26]

به نام خدا‎
دادستان عمومي و انقلاب تهران، سلام عليکم‎

در حدود ساعت 15:30 دقيقه روز چهارشنبه 30/8/86 در محل افسر نگهباني‎ ‎اندرزگاه 8 زندان اوين، آقاي ‏رضا ضيائي معاون اندرزگاه، به اتفاق تعدادي‎ ‎از کارکنان، در حضور رئيس اندرزگاه 8 (آقاي بزرگ نيا) به ‏اينجانب مجيد‎ ‎توکلي يورش آورده و مرا شديدا مورد ضرب و شتم و انواع هتاکي ها قرار داده‏‎ ‎است.‏‎

با اين توضيح که با اعلام انتقال آقاي احمد قصابان به اندرزگاه 7، ايشان‎ ‎که جهت جمع آوري وسايل و لوازم ‏شخصي خود و خداحافظي با همبنديان به داخل‎ ‎اندرزگاه مراجعه نموده بود توسط انتظامات افسر نگهباني به ‏نام عباسي که به‏‎ ‎سراغ ايشان آمده بود، مورد توهين و هتاکي واقع و ايشان را کشان کشان و با‏‎ ‎وضعيت فجيع ‏به افسر نگهباني برده و مانع جمع آوري وسايل وي (پتو، لباس، ليوان و غيره) گرديدند، که توهين و رفتار ‏زشت شخص مزدور، مورد اعتراض‎ ‎آقاي قصابان و اينجانب و تعدادي ديگر از همبنديان قرار گرفت که ‏ناگهان رضا‎ ‎ضيائي معاون اندرزگاه 8 بدون هيچگونه مقدمه اي، به آقاي احمد قصابان حمله‏‎ ‎ور شد و با ايجاد ‏ضربات مشت و لگد و سيلي به سر و صورت و سينه و ساير قسمت‏‎ ‎هاي بدن ايشان وي را از اتاق ‏افسرنگهباني تا قسمت خروجي اندرزگاه 8‏‎ ‎کشانيد‎.

اينجانب نيز که در اين زمان در پشت پله هاي ورودي افسر نگهباني حضور داشتم، از اين اقدامات قانون ‏شکنانه و حرکات غير انساني ضيائي معترض و با رفتن‏‎ ‎به سمت ضيائي، دست وي را گرفتم تا ضربات ‏بيشتري را به آقاي قصابان وارد‏‎ ‎نگردد ولي ايشان به طرف من چرخيد و حملات خود را متوجه اينجانب نمود ‏و در‎ ‎حالي که با رکيک ترين الفاظ، من و آقاي قصابان را مورد توهين قرار مي داد، شروع به ضرب و شتم ‏اينجانب نمود که من به رئيس اندرزگاه معترض شدم که: "اين چه وضعي است؟"، "چرا زنداني را ميزنيد؟"، ‏‏"شما حق نداريد‎ ‎کسي را بزنيد!" که ضيائي - که ديگران مرا از دست وي نجات داده بودند‏‎ ‎مجددا به سمت من ‏يورش آورد و آقاي حميد منزهيان (سر وکيل بند) نيز مرا‏‎ ‎به سمت جلو و پله پائين تر افسر نگهباني هل داد و ‏فردي که ملبس به لباس‏‎ ‎هاي خواص افسر نگهباني بود، مرا نگه داشت و با تندي و فحاشي و با چند‏‎ ‎ضربه هل ‏دادن گفت که مرا به بند خودم ببرند، ولي منزهيان باز مرا به سمت‏‎ ‎ضيائي هل داد و خود نيز چند ضربه به ‏پهلو و پشت من زد از آن به بعد، ضيائي با شدت بيشتر و هر چه تمام تر، مجددا ضرب و شتم را آغاز و تا ‏بيرون‎ ‎اندرزگاه، چندين ضربه به صورت (سيلي) و پاي من وارد ساخت. جلوي درب‏‎ ‎چند تن از زندانيان ‏شاغل در افسر نگهباني به اسامي : شاهرخ تبعيدي و‏‎ ‎ديگران، بويژه مهدي معروفي، به ضيائي کمک نمودند ‏مرا زير زمين و جلوي‎ ‎درب اندرزگاه 8 پرت کنند و در همان حال با کشيدن بر روي زمين خيس و همزمان‎ ‎زدن لگد و ضربات مشت مشغول شدند و ضيائي در حالي که با زشت ترين الفاظ‏‎ ‎‏(که هريک مستجب حد قذف ‏است) مرا خطاب مي کرد، با ضربات مشت و لگد، مرا‎ ‎به سمت درب چپ اندرزگاه برده و از آنجا به پائين ‏پرت کرد‎.

در اين خلال من چندين بار زمين خورده و دمپايي هايم نيز از پايم خارج و گم‏‎ ‎شده بود با اين حال با اين ‏شرايط در قسمت زير پله هاي بيرون درب اندرزگاه‏‎ ‎قرار گرفتم و در چند لحظه ضيائي به آنجا آمد و چون ديد ‏وي را تهديد به‏‎ ‎شکايت و کشانيدن موضوع به مرجع قضايي و ميان آمدن پاي مسئول قضايي پرونده‏‎ ‎مي ‏نمايانم و اينکه بايد پاسخگوي اين اعمال باشد، مجددا مرا مورد ضرب و‎ ‎شتم و سيلي قرار داد که صداي سيلي ‏هاي وي در محوطه هوا خوري اندرزگاه به‏‎ ‎گوش زندانيان نيز رسيده بود و سرم را به ديوار کوبيد و مرا به ‏زمين انداخت‎ ‎و مجددا روي زمين کشيده و با دست و پا انواع ضربات را به من وارد آورد و‏‎ ‎دستگاه قضايي ‏را به تمسخر گرفت و خود را مرجع همه امور دانست و فقط زماني‎ ‎که باران به شدت مي باريد مرا با لباس ‏خيس و بدون دمپايي رها کرد. البته‏‎ ‎بعد از گذشت يک ساعت به اتفاق آقاي بزرگ نيا که در طول درگيري ‏حضور‎ ‎داشت دستوراتي را به حاضرين ميداد و مرا نيز هل داده بود مرا به داخل افسر‎ ‎نگهباني و اتاق رئيس ‏اندرزگاه برده و با صحبت هاي طولاني و با سوئ تفاهم‏‎ ‎خواندن اين اعمال، خواستار مسکوت ماندن و حل ‏شدن مسئله در همان اتاق شدند‎ ‎که اين جانب نيز موضوع را به زندانيان منتقل ننمودم.‏‎

اينک ضمن تقديم اين شکوائيه و با عنايت به مراتب مذکور و با ايجاد مشروح و‎ ‎رفتار خلاف قوانين و ‏مقررات بويژه آئين نامه سازمان زندان ها توسط معاون‎ ‎اندرزگاه، تقاضاي رسيدگي عاجل و شايسته و قانوني ‏را دارم. بديهي است‏‎ ‎مشروح موارد و اقدامات آنان و شهود تعرفه اينجانب در مرجع محترم قضايي‎ ‎مربوطه ‏ارائه خواهد شد.‏‎

اينجانب پس از درگيري دچار آسيب هاي متعددي گرديدم که به شرح ذيل به طور خلاصه عبارتند از‏‎ :

‎-‎‏ پاره گي کنار چپ زبان به دليل ضربات وارده به فک و صورت.‏‎
‎-‎‏ درد شديد از ناحيه صورت و گونه ها و تورم انتهاي مخصوص اين قسمت ها به دليل تعدد ضربات سيلي و ‏مشت وارده به صورت.‏‎
‎-‎‏ درد شديد فک و عدم توانايي حرکت آن به مدت 24 ساعت که مانع از جويدن خوردن غذا نيز بوده و در ‏فک تحتاني کماکان ادامه دارد‏‎.
‎-‎‏ زخم هاي متعدد از جمله بريدگي و خراش در زير گلو و پشت دست.‏‎
‎-‎‏ ايجاد صرفه هاي خواست که در 24 ساعت اول با خون همراه بود که به دليل ضربات زانو به سينه ام ايجاد ‏گرديده است.‏‎
‎-‎‏ درد شديد در ناحيه شکم و مثانه و با موارد بالاتر از آن به دليل ضربات لگد به اين قسمت ها.‏‎
‎-‎‏ کوفتگي شديد عضلات دست و پا و کمر به دليل پرت شدن روي ميز و پله ها و ضرباتي که توسط عوامل ‏مذکور وارد گرديده است‎.
‎-‎‏ درد شديد در ناحيه سر به دليل کوبيدن سر به ديوار.‏‎
‎-‎‏ ضرب شديد عضلات گردن، بويژه در پشت آن به دليل ضربات شديد.‏‎
‎-‎‏ درد مضمن استخواني به دليل حضور طولاني مدت (حدود 2 ساعت) در زير باران و محيط آب گرفته، ‏بدون دمپايي و با لباس هاي خيس‏‎
‎-‎‏ پرخاش هاي مکرر و بيان الفاظ رکيک که هر يک مستوجب حد قذف است و قلم از نوشتن و زبان از بيان ‏آنها عاجز است.‏‎
‎-‎‏ توهين هاي مکرر و تحقير مداوم مغاير و منافي شئونات انساني و دانشجويي اينجانب.‏‎
‎-‎‏ طرح مسائل مرتبط با پرونده من در خلال ضرب و شتم که حاکي از قصد و نيت قبلي وي مي باشد.‏‎
مانند: "فکر کردي اينجا دانشگاه است؟"، "فکر کردي اينجا تريبون؟"، ‏‎" ‎فکر کردي مي تواني امنيت ملي را ‏به خطر بياندازي... ولي امنيت من را‏‎ ‎نمي تواني به خطر بياندازي!"، "امنيتت را به خطر ميندازم"، "آقاي‎ ‎انواري دوست ماست و به ما سفارش کرده بود که با شما برخورد کنيم ولي ما‏‎ ‎نکرديم..."‏

در پايان اميدوارم مسئولين ذي صلاح با برخورد مناسب با آقاي ضيائي و ساير‏‎ ‎عوامل در اين حرکت زشت و ‏غير انساني که موجب خدشه دار شدن دستگاه قضايي‎ ‎گشته و خواهد شد اقدام و بدين ترتيب، شرايط عدم ‏تکرار اينگونه افعال غير‎ ‎قانوني و غير انساني را فراهم آورند.‏‎

مسائل متعدد رخ داده در طول حضور اينجانب در زندان چنان پر فراز و نشيب‎ ‎بوده است که خواهان توجه ‏خاص جهت حفظ جان اينجانب مي باشم چرا که ابتدايي‎ ‎ترين وظيفه زندان حفظ جان و سلامت زنداني است.‏‎

با تشکر از زحمات تمام عدالت پيشگان، توفيق خدمت صادقانه را براي جناب‏‎ ‎عالي و ساير همکارانتان در ‏مسير ايجاد عدالت قضايي و جلوگيري از اقدامات‏‎ ‎قانون شکنانه و ظلم و اجهاف ضابطان قضايي خواستارم.‏‎

مجيد توکلي‎
‏2 آذر 1386‏‎

رونوشت‎:
‏1- آيت الله سيد علي خامنه اي، رهبر جمهوري اسلامي (جهت اطلاع)‏‎
‏2- آيت الله هاشمي شاهرودي، رئيس قوه قضائيه (جهت اطلاع و رسيدگي)‏‎
‏3- آقاي دکتر حداد عادل، رئيس مجلس (جهت اطلاع)‏‎
‏4- آقاي هاشمي رفسنجاني، رئيس تشخيص مصلحت نظام (جهت اطلاع)‏‎
‏5- رئيس کميسيون قضايي (جهت اطلاع)‏‎
‏6- رئيس کميسيون اصل 90 (جهت اطلاع)‏‎
‏7- رئيس شوراي حقوق بشر سازمان ملل متحد‎
‏8- کميته حقوق بشر اتحاديه اروپا‎
‏9- سازمان عفو بين الملل‎
‏10- سازمان ديدبان حقوق بشر‎
‏11- کميته حقوق بشر انجمن اسلامي پلي تکنيک‏‎
‏12- آقاي آقايي رئيس کل دادگستري استان تهران‏‎
‏13- کميسيون حقوق بشر اسلامي قوه قضائيه‏‎
‏14- انجمن حمايت از حقوق زندانيان‎
‏15- کانون مدافعين حقوق بشر

منبع: خبرنامه اميرکبير

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/09/05ساعت 12:42  توسط حامد فدایی  |