تبليغاتX
یک فدایی .... که سیاسی نیست! فقط خدا
 

طلبیدند و رفتم


مقدمه:

پل صراط یکی از مفاهیمی بود که در دوران کودکی برای من بسیار عجیب مینمود. معلمی اینگونه به ما آموخته بود که در قیامت ، پلی است به این نام که از تار مو باریکتر است و انسانها باید از روی آن عبور کنند، بندگان گنه کار بر روی آن میلغزند و در آتش جهنم فرو میروند. این مفهوم عجیب در سالهای بعد و با آشنا شدن با حقایق ، جای خود را به یک تمثیل زیبا داد و آن زمان فهمیدم که پل صراط در واقع در همین دنیاست و آن٬ همان صراط مستقیم است که بسیار باریکتر از مو و حرکت بر روی آن بسی سخت است، آنگونه که بسیاری ناخواسته و نادانسته از این صراط خارج میشوند و سقوط در قعر نادانی را تجربه میکنند.

ظهور مهدی(عج) ، یکی از حقایقی است که حرکت در مسیر رسیدن به آن بسیار سخت تر از حرکت بر تار مواست. همین امر چند روزی مرا در نوشتن این متن مردد کرده بود زیرا پای لرزان و چشم بسته توان حرکت بر تار مو را ندارد، اما امید به راهنمایی دوستان موجب دلگرمی در نگارش شد.

 


حجتیه:

مطمئنا تمامی دوستان نام این انجمن را با ساده لوحی و شاید خیانت در ذهن خود دارند. انجمنی که در ابتدا با نیت آماده سازی جهان برای ظهور مهدی موعود(عج) شکل گرفت و خدمات بسیاری نیز در راه مبارزه با فرقه مسموم بهائیت داشته است، اما در نیمه راه، صراط مستقیم را گم کرد و به بیراهه کشیده شد. قصد این متن یادآوری تاریخ انجمن نیست و تنها به دو نکته کوتاه اشاره میکنم:

  • یکی از آفاتی که دامان انجمن را گرفت عدم شناخت صحیح دشمن بود. آن زمان که امام خمینی(ره) در راه تشکیل جمهوری اسلامی گام برمیداشتند، انجمن مبارزه خود را صرفا به بهائیت خلاصه کرده بود و دشمن و هدایتگر اصلی این بازی را به فراموشی سپرده بود.
  • تفکری در انجمن آهسته آهسته پیشرفت کرد که مقدمه ظهور حضرتش را فساد در عالم میدانست، اگر چه اعضاء انجمن آشکارا از ترویج فساد برای تعجیل در ظهور حمایت نمیکردند ولی از گسترش فساد نیز غمگین نبودند.

این دو فساد بزرگ که نتیجه یک انحراف کوچک بود، انجمن را به جایی رساند که امام خمینی(ره) را به واکنش وادار نمود و ایشان طی سخنانی که منجر به تعطیلی انجمن شد آنانرا ساده انگارانی نامیدند که فساد را ترویج میکنند.

 


خطری جدید:

  • تا قبل از ظهور مهدی(عج) هیچ حکومت جهان شمولی برپا نخواهد شد.
  • رویارویی با نخبگان بزرگترین مشکل امام زمان(عج) در زمان ظهور است و باید کاری کرد که روشنفکران و نخبگان حوزه و دانشگاه، پا را فراتر از آنچه میدانند نگذارند.

این جملات بخشی از سخنان دو روحانی بزرگوار است که هریک در طیف سیاسی خود از جایگاه بالایی برخوردارند. در نظر نخست این سخنان با عنایت به نیت خیرخواهانه گویندگان ، شاید در راستای موعودگرایی به نظر آید ولی با کمی تفکر میتوان نشانه های انحرافات بسیار خطرناکی را در آنها یافت:

 

  • اگر شیعیان بر این باور باشند که هیچ حکومت جهان شمولی تا قبل از ظهور قادر به برپایی نخواهد بود آیا حرکت در جهت ایجاد حکومت واحده اسلامی کاری عبث نخواهد بود؟ آیا همانطور که حجتیه از "فساد قبل از ظهور" به دام ترویج فساد افتاد؛ از این تفکر٬ برخی ساده لوحان به دام ایستایی و عدم حرکت در جهت جهانی کردن حکومت اسلامی نخواهند افتاد؟ آیا این بهانه ای برای بیهوده انگاشتن تلاشهایی که برای جهان شمول شدن تفکر مهدویت میشود نخواهد بود؟ شاید هیچ حکومت جهان شمولی تا قبل از ظهور موعود(عج) قابل انتظار نباشد اما میتوان با اندیشیدن و تفکر و تعقل و تلاش در جهت ایجاد یک حکومت جهان شمول اسلامی راه را برای ظهور حضرتش هموار نمود.
  • در سمت دیگر اگر بزرگترین مشکل پس از ظهور را رویارویی با نخبگان بدانیم و از این موضوع برداشت کنیم که اجازه تفکر و تعقل به نخبگان و روشنفکران در حوزه و دانشگاه داده نشود آیا این از نوع همان اشتباه حجتیه در ترویج فساد نیست؟ آیا این نیز اشتباه در دشمن شناسی نیست؟ آیا در صورت اجرای چنین تفکری، جامعه به سمت تحجر؛ جمود و واپسگرایی نخواهد رفت؟ آیا میتوان انتظار پویایی و حرکت اندیشمندانه از نخبگان را داشت؟ آیا راه حل بوجود نیامدن نخبگانِ مخالفِ موعود(عج)، بستن باب تفکر و تعقل بر روی روشنفکران است؟ شاید راه اصلی کاملا برعکس باشد به عبارتی بایست به نخبگان و روشنفکران این اجازه و جسارت را بدهیم تا بتوانند با تفکروتعقل، نخست راه های تشکیل یک جامعه اسلامی جهان شمول را بررسی نمایند و در مرحله بعد بتوانند پاسخگوی شبهاتی که در این زمینه بوجود خواهد آمد، باشند.

 


موخره:

برای آنکه این مسئله از منظر سیاسی دیده نشود، نام آن دو روحانی بزرگوار را نیاورده ام و از دوستان عزیز تقاضا دارم اگر خواهان اظهار نظر زیبای خود هستند این موضوع را خارج از هرگونه حب و بغض نسبت به افراد یا جریانات سیاسی بنگرند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/08/27ساعت 13:40  توسط حامد فدایی  | 

امروز قصد نوشتن مطلب را نداشتم و در حال مطالعه جهت مطلبی پیرامون "انجمن حجتیه و بقایای آن" بودم اما مطالب زیر غیر قابل چشم پوشی بود و همگی بدون شرح:

 * فاطمه رجبی از ریاست جمهوری دکتر با عنوان ظهور احمدی نژاد یاد کرد.

* از حسین شریعتمداری به عنوان منتقد دولت تقدیر شد.

* دلیل انتخاب وزیر؛ احمدی نژاد: محرابیان شاگرد با استعداد من بود.

* قوه قضائیه رسما ادعای دکتر مبنی بر فشار بر قاضی پرونده جاسوسی هسته ای را رد کرد.

* مهدي کلهر مشاور رسانه يي رئيس جمهور گفت؛ ما در شرايط فعلي به فکر خدمت به مردم هستيم و هيچ برنامه يي براي دور دوم رياست جمهوري دکتر احمدي نژاد نداريم.

* يک کودک زنجاني در مسابقه يي با عنوان «نامه يي به رئيس جمهور» نوشته بود؛ «من رئيس جمهور را دوست ندارم، اما اگر برايم يک دوچرخه بخرد او را دوست دارم.» اندکي بعد از سوي نهاد رياست جمهوري و از طريق استانداري دوچرخه يي براي اين کودک ارسال شد.

* رئیس سازمان سنجش: امسال در بحث گزینش دانشجو (ستاره دار کردن) هوشمندانه عمل کردیم.

* پس از تحریر کتاب معجزه هزاره سوم ؛ فاطمه رجبی از  موعود ستیزان و معجزه سامری سخن میراند.


بزغاله ها مشخص شدند:

احمدی نژاد "موعود ستیزان" را بزغاله نامید و فاطمه رجبی همسر سخنگوی دولت در آخرین اظهارات خود "حاکمان ۱۶ سال گذشته" را مصداق "موعود ستیزان" معرفی کرد.

متن موجود در سایت فاطمه رجبی:

* .... با آراي معجزه‌گونه خود، "موعودستيزان" را از حاكميت سياسي‌فرهنگي 16 ساله اخراج نمودند.

*  آنان كه در "برنامه‌اي پنهان و درازمدت"، و با "ابزارهاي راست و چپ"، بي‌مبنا و غيرقابل قبول به "شخصيت‌هاي نظام"،‌ "استوانه‌هاي نظام" "چهره‌هاي برجسته" و ... تبديل شده‌اند، اين فتنه موعودستيزي را راهبري مي‌كنند

* احياي مفهوم گم‌شده امام غايب به وسيله احمدي‌نژاد  پس از 16 سال طرد توسط دو رئيس‌جمهور دارنده لباس روحاني

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/08/23ساعت 15:0  توسط حامد فدایی  | 

خوب:

احمدی نژاد یک انسان آرمانگراست و به عنوان یک فرد که به باورهای خود معتقد است انسانی است قابل احترام، هرچند شاید برخی دیدگاههای وی برای من قابل پذیرش نباشد. او نمونه یک مدیر مقتدر است که اقتدار در مدیریتش را میپسندم. در همان پستی که خاتمی آنرا "تدارکچی" نامید ، احمدی نژاد ثابت کرد که میتوان بیشتر از یک تدارکچی بود هرچند نوع تعامل حکومت با وی و آقای خاتمی بسیار متفاوت است. احمدی نژاد بر خلاف آقای هاشمی که بر طبل سرمایه داری میکوبید و دولتش به حکومت "یفه سفیدها" شهرت پیدا کرد ، خود را طرفدار دهکهای پایین جامعه میداند و در بسیاری از تصمیم گیریها سعی بر احقاق حق این گروه دارد. نفس سفرهای استانی ایشان مطلب قابل تاملی است که حتی با وجود هزینه های فراوان به درک کامل مسئولین اجرایی از اوضاع و خواستهای نقاط مختلف کشور می انجامد که به خودی خود یک حرکت هوشمندانه به حساب می آید. احمدی نژاد سعی در افشای برخی زد وبندها و رانت خواریهای موجود در کشور را داشته که این نیز در نوع خود قابل تقدیر است. او مصداق بارز "اشداء علی الکفار" است و به هیچ عنوان در مقابل برخی زیاده خواهی های دولتهای غربی کوتاه نیامده که شاید در شرایط کنونی  اگرهمراه با کمی درایت از سوی وی و دیگران باشد؛ وجود یک دولت "انعطاف ناپذیر" همراه با حکومتمدارنی "انعطاف پذیر" برای رسیدن به برخی از خواستهای بین المللی آنچنان که مخالفان او میگویند به زیان کشور نباشد.

بد:

احمدی نژاد اما نشان داده است که بیش از اندازه به داشته های خود ایمان دارد. او نظرات اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی شخصی خود را بدون توجه به تجارب گذشتگان و دیدگاه کارشناسان به مرحله اجرا در می آورد. در زمانیکه تمامی کارشناسان تزریق درآمد های نفتی را به زیان جامعه و باعث بروز بیماری هلندی میدیدند، گوشی شنوا در دولت برای این انتقادات پیدا نشد و منتقدان را مخالفانی نامیدند که محرومین را لشگر قابلمه به دست میدانند. حال میبینیم که توصیه هفت ماده ای بانک مرکزی در سال جاری دقیقا مطابق با نظریه همان کارشناسان خارج از دولت است. آزمودن آزموده دولت قبل در بحث وامهای مسکن، عدم توجه کافی به اصل 44 قانون اساسی ، بودجه نویسی غیر کارشناسانه که به متمم چهارم نیز کشیده شد و مسائل دیگر که در مباحث اقتصادی مطرح بوده و هست ، از نکات منفی دولت نهم است.

همانقدر که او مصداق بارز "اشداء علی الکفار" است همانقدر نیز از برکت "رحماء بینهم" بی بهره است به طوریکه کوچکترین انتقادی را در دولت ومجلس تحمل نمیکند و دایره این تحمل ناپذیری تا به حد تعویض مداوم وزرا و منتقد شدن افرادی چون توکلی و لاریجانی نیز گسترش یافته است. او یک رییس جمهور خودرأی است که کار کردن با وی به گفته نزدیکانش بسیار سخت است زیرا کمتر اهمیتی به نظرات دیگران میدهد. مطبوعات در دولت وی بدترین دوران خود را دارند و درحالیکه روزنامه های دولتی با کاغذهای بسیار مرغوب به طبع میرسند ، روزنامه های منتقد یکی پس از دیگری به تعطیلی کشانده میشوند. وضعیت فیلترینگ سایتهای سیاسی و اوضاع دانشجویان و اساتید غیر همسو که دیگر اظهرمن الشمس است . عدم انتقاد پذیری از بزرگترین نکات منفی دولت در تمام زمینه های فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است که ضربه های بسیاری بر هر یک از این بخشها وارد ساخته است.

زشت:

احمدی نژاد و نزدیکان وی را میتوان از "قدرنشناس ترین" سیاسیون حال حاضر دانست . سیاه نمایی شانزده سال دولتهای قبلی که به یمن ریاست جمهوری آیت ا... خامنه ای به دولتهای ماقبل آن تسری پیدا نکرده است و افترا و توهینهای بی پروا و بدون نزاکت برخی طرفداران وی به دولتها و مسئولین قبلی نظام از زشت ترین صفات دولت اوست که در بی انصافترین مخالفین نظام هم اینگونه سیاه نمایی در همه ابعاد کمتر دیده میشود. صفت زشت دیگر ، تملق؛ چاپلوسی؛ تعاریف و تمجیدهای غیر واقعی از تمامی حرکات رییس جمهور است. کتاب معجزه هزاره سوم و فتح الفتوح خواندن سخنرانی کلمبیا ؛ آنقدر آش را شور کرد که موافقان نیز به ستوه آمدند. مقوله استحمار عامه مردم از نکات منفی دیگر است ، دادن آمارهای دوپهلو و بیشتر چندگانه از سوی مراجع مختلف و فرافکنی سیاسی مشکلات ناشی از تصمیمات غلط ، زیبنده یک دولت مدعی حزب الهی بودن نیست. از طرفی تبدیل دور دوم سفرهای استانی به یک کاروان تبلیغاتی که همراه با مداحی و دادن دوچرخه و واکمن و هدیه های دیگر به کودکان و وعده هایی همچون دوبرابر شدن اعتبارات عمرانی یک استان تازه تأسیس بوده، صداقت در گفتار و کردار دولت را زیر سوال میبرد. زریبافان ، داوود احمدی نژاد، ثمره هاشمی و برخی دیگر را نیز میتوان از نقاط تاریک یک دولت مدعی شایسته سالاری نامید. داشتن چهل میلیارد ریال نقدینگی نیز نمیتواند از افتخارات یک مشاور ساده زیست باشد زیرا تظاهر به ساده زیستی اگر به حد ریا برسد از اعمال منفور به شمار خواهد رفت.


پی نوشت:  نمونه ای از استحمار را میتوانید در اینجا ببینید.

 

اخبار مربوط به دانشگاه علم و صنعت در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/08/21ساعت 14:46  توسط حامد فدایی  | 

دکتر احمدی نژاد ریاست محترم جمهور و شخص دوم کشور ضمن "بزغاله" خواندن مخالفان فرهنگ شهادت آنانرا به نشان "نفهمیدن" مفتخر نمود.

این خبر که در ابتدا با عنوان "بزغاله نامیدن مخالفان" در محافل مختلف منتشر شد ٬ واکنشهای متعددی را درپی داشت.

متاسفانه ادبیات رییس جمهور محترممان و حامیان نزدیک به وی آنچنان در سالهای اخیر به سمت قهقرایی حرکت نموده که باور چنین مطلبی برای موافقان ایشان نیز زیاد سخت و دور از انتظار نبود. وقیحانه تر آنکه جهت توجیه این نوع ادبیات ٬ دوستداران دکتر به آیه شریفه "اولئك كالانعام بل هم اضل"  متوسل شده و ذات اسلام را دارای چنین ادبیاتی دانسته اند. خرج کردن از اسلام و قرآن موضوع تازه ای نیست که تعجب آور باشد متاسفانه تمام نادانی های خود را این روزها به پای اسلام مینویسیم.

پی نوشت:اصل خبر از خبرگزاری نیمه دولتی فردا و البته اینهم نامه یک بزغاله به رییس جمهور و در همین زمینه بیانیه رسمی بزبزقندی و تشریح کامل و شناخت تکمیلی مخالفین دکتر را در اینجا ببینید.

پی نوشت ۲: اینجا هم خبرنگار و طرفدار سرسخت دکتر از منظر خود مساله را بررسی کرده است.

  پی نوشت ۳:  متن اصلی سخنان دکتر به نقل از معاون ایشان: "آرزوي شهيدان شما به سرعت در حال تحقق است و جهان و بشريت راهي جز اين ندارد. اصلا خلقت بدون اين، بي‌هدف و باطل است. همه بساط عالم بر پا شده تا آن روز نوراني اتفاق بيافتد؛ روزي كه همه پيامبران، شهدا و صلحا خواهند آمد و ياري خواهند كرد. بعضي‌ها اين حرفها را تمسخر مي‌كنند؛ براي اينكه اينها دلشان از ايمان خالي است. اينها بت پرستها و شيطان پرستهاي مدرن هستند. قيافه روشنفكري مي‌گيرند اما به اندازه بزغاله هم از دنيا فهم و شعور ندارند."
البته ایشان با تمسک به آیه "اولئك كالانعام بل هم اضل"  قضیه را به سمت اسلام نیز کشیده اند و عذر بدتر از گناه آورده اند

 


از بز بیشتر بدانیم: این حیوانات دردسر ساز ملقب به پرفسور حیوانات   با آن ریشهای دانشجویی در گله ها همیشه از سر درختچه ها و شاخه هایی که کمی پائین آمده  ارتزاق میکنند سردمدار حرکت گله اندو دیگر احشام همیشه به دنبال آنها میروند. این حیوان جسور و بی مهبا همیشه مایه دردسر چوپان و سگ گله است وگاها به برخی از نواحی متخاصمان شاخ ورزی میکنند ضمن اینکه شیر خوبی هم ندارد و فاقد دنبه است و گوشتش هم دیر پز است با خاصیت سرد که پس از تناول آن آب جوش نبات برای برخی باعث رهایی از مشکل ثقل سرد است. 

در وصف شیر بز همان بس که در دوران قبل از پیروزی انقلاب دبستانیها شعار میدادند

ما شیر بز نمیخواهیم             ما شاه دزد نمیخواهیم


این عکس را هم یکی از طرفداران آقای احمدی نژاد در پاسخ به مطلبی که آقای فرزانه نوشته بودند فرستاده است که نشان میدهد ایشان نیز مانند شهرداران قبلی برای احترام به قشر زحمتکش ماموران نظافت شهرداری ٬ لباس ایشان را به تن کرده اند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/08/20ساعت 9:57  توسط حامد فدایی  | 

صدور حکم جلب بین المللی سه مقام ایرانی که در طیف رفسنجانی قرار میگیرند برگ زرین دیگری در دفتر دولت نهم و هدیه ای از طرف دکتر به رفسنجانی است. متاسفانه دولت نهم و شخص آقای احمدی نژاد و طرفداران نزدیک به ایشان که در راس آنان خانم رجبی قرار میگیرد از ابتدای تشکیل دولت نهم تا کنون دولتهای قبل را به باد نارواترین انتقاد ها و حتی تهمتها گرفته و حتی یکبار نیز از دولتهای قبل قدردانی ننموده اند. عدم حضور احمدی نژاد در مجمع تشخیص نمونه بارز میل به رسانه ای کردن این اختلافات از جانب طیف احمدی نژاد است. آیا آقایان یکسره به هرچه در قبل اتفاق افتاده معترضند؟ دوران ۱۶ ساله دولتهای سازندگی و اصلاحات برگهای سبز بسیاری دارند که این دولت در حال ارتزاق از آنهاست. بیاد بیاوریم که نهضت عظیم سد سازی که ایران را در رده چهارم جهان قرار داد اکنون خیال این دولت را از منابع آبی در یکی از کویری ترین کشورهای منطقه راحت نموده است و دو حرکت بزرگ علمی سلولهای بنیادین و انرژی هسته ای در زمان دولت اصلاحات به بار نشسته است. بر هر یک از دولتهای قبلی انتفاداتی وارد است اما آیا آنان مستحق هیچگونه قدردانی نیستند؟

به یاد بیاوریم که درآمد حاصل از فروش نفت در دوسال اول دولت نهم با درآمد فروش نفت در دوران ۱۶ ساله قبلی برابری میکند و صندوق ذخیره ارزی ۱۵ میلیاردی دولت هشتم اکنون به ۹.۵ میلیارد کاهش یافته لذا مطمئنا دولت نهم پردرآمدترین حکومت در طول تاریخ ایران است و اگر در این دوسال به اندازه ۱۶ سال قبلی در کشور طرح عمرانی شروع  میشد جای تعجب نبود لیکن میدانیم که کل طرحهای ملی اجرا شده در این دوسال هنوز سه رقمی نشده است.

متاسفانه این دولت به جای سازماندهی و مدیریت صحیح به نوعی مدیریت قبیله ای روی آورده و علنا عوام فریبی میکند. دادن آمار ۹.۹ درصدی نرخ بیکاری که از تغییر استاندارد تعریف بیکاری از دوروز در هفته به دو ساعت در هفته ناشی میشود و نه از اجرای سیاستهای مدون و سیاسی جلوه دادن افزایش ۵۰ درصدی بهای مسکن و مخالف انگاشتن هر صدای منتقد » نشانی از صداقت در دولت مدعی راستگویی ندارد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/08/17ساعت 11:23  توسط حامد فدایی  | 

مقدمه: چند روز کسالت سبب اظهار لطف دوستان  شد که سپاسگذارم و عذر تقصیر از دوستانی که به روز شدنشان را اطلاع دادند ولی سعادت خواندن مطالبشان نصیب نشد.


امروز ۲۵ شوال سالگرد شهادت امام جعفر ابن محمد الصادق(ع) است. تقویم را که نگاه کنیم یک حقیقت نه چندان خوشایند خودنمایی میکند: ما جهت احترام به امامانمان (ع) همیشه روز وفات ایشان را انتخاب میکنیم و تعطیل بودن آنروز را نشانه احترام به مقام ایشان میدانیم. ذکر چند نکته ضروریست:

۱- آیا اصولا تعطیل نمودن یک روز٬ سبب تکریم و گرامیداشت شخصیت مورد نظر میشود؟ ایران کشوری است که از بیشترین روزهای تعطیل رسمی برخوردار است و متاسفانه در چند سال اخیر نیز این نوع کم کاری جنبه رسمی تری نیز یافته به طوریکه "بین التعطیلین" کلمه ای آشنا برای تمام مردم شده و خواه ناخواه بر بسیاری از فعالیتهای اقتصادی تاثیر گذار است. در حالی که در اغلب کشورها روزهای شنبه و یکشنبه به عنوان تعطیلات آخر هفته استفاده میشود و در ایران روزهای پنج شنبه و جمعه روزهای پایان هفته هستند لذا عملا در بیشتر موارد ارتباط تجاری ایران و دنیای غرب در روزهای دوشنبه تا چهار شنبه یعنی فقط سه روز در هفته حالت عادی خود را دارد.

۲- در صورتیکه بپذیریم تعطیل نمودن یک روز سبب تکریم یک شخصیت میشود. آیا بهتر نیست این روز را سالروز ولادت وی قرار دهیم؟ متاسفانه ما همیشه شیعه را با حزن و اندوه معرفی کرده ایم. به نظر زیباتر آنست که همچون مهدی(عج) برای گرامیداشت دیگر معصومین نیز سالروز تولد ایشان در نظر گرفته شود و البته این را نبایست به معنی فراموش نمودن سالروز شهادت آن بزرگواران دانست.

۳- در آخر اینکه باز هم عدل را در مورد امامانمان رعایت نمیکنیم و این نکته که چرا برای یک معصوم روزی یا روزهایی به عنوان گرامیداشت تعطیل میگردد و برای معصوم دیگر فقط به چند برنامه مذهبی تلوزیونی بسنده میشود برای اینجانب قابل فهم نیست.


موخره: امروز در تهران مراسم بدرقه پیکر پاک ۶۵ شهید برگزار میشود از دوستانی که سعادت حضور دارند التماس دعا.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/08/15ساعت 10:30  توسط حامد فدایی  | 

ز ساعت ۱۳ تا ۱۴ : در ادامه تجمع دانشجویان چند تن از دانشجویان دیگر دانشگاه های تهران در حمایت از تجمع دانشجویان صحبت هایی کردند. همچنین یکی از دانشجویان دختر تعلیقی علامه در ضرورت دفاع از خواست دانشجویان صحبت کرد. در این میان خبر بازداشت ۴ تن از دانشجویان علامه رسید که موجب ملتهب تر شدن فضای دانشکده شد در این لحظه یکی از عوامل حراست با حمله به چند تن از دانشجویان قصد ایراد ضرب و شتم آنان را داشت که با مقاومت شدید دانشجویان مواجه شد و نتوانست کاری از پیش ببرد. در ادامه تریبون آزاد یکی از دانشجویان تعلیقی علامه طی صحبت های ضمن تایید خبر بازداشت ۴ تن از دانشجویان علامه علامه اعلام کرد که باید تا آزادی تمامی بازداشت شدگان و تحقق دیگر خواست های دانشجویان ایستادگی و مقاومت کرد . دانشجویان بعد از سخنان وی تصمیم گرفتند که تمامی کلاس ها را تعطیل کنند و تا رسیدن به خواست های شان به تجمع خود ادامه دهند. زمزمه هایی مبنی بر ادامه تجمع تا شب شنیده می شود. دانشجویان در محوطه ی دانشکده می چرخند و با سرود خواندن و شعار دادن تمامی کلاس ها را تعطیل می کنند. سرود "یاردبستانی" و شعار "مرگ بر دیکتاتور" "دانشجوی زندانی آزاد باید گردد" اصلی ترین شعار ها است. هر لحظه به تعداد دانشجویان تجمع کننده اضافه می شود و در ضمن از سرنوشت دانشجویان بازداشتی نیز خبری در دست نیست. تجمع ادامه دارد. دانشجویان علامه متحدانه و آگاهانه برای آزادی تمام دانشجویان زندانی و بازداشتی ایستاده اند.

نقل از خبرگزاری امیرکبیر:

تجمع دانشجویان در حالی به پایان رسید که نیروهای امنیتی دانشگاه علامه را محاصره کردند و کلیه دانشجویانی که از دانشکده علوم اجتماعی خارج می شدند را دستگیر می کردند. طبق گزاشات رسیده نزدیک به 20 نفر از دانشجویان دانشگاه تهران، علامه و پلی تکنیک دستگیر شده و به مکان نامعلومی منتقل شدند. جمعی از دانشجویان بازداشت شده پس از ساعتی آزاد شدند ولی آخرین گزارش ها حاکی از آن است که همچنان تعدادی از دانشجویان در بازداشت به سر می برند. دانشجویان دانشگاه علامه در اعتراض به دستگیری گسترده دانشجویان اقدام به تحصن در صحن دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه کرده و اعلام کرده اند تا آزادی کلیه دانشجویان بازداشت شده در کلاس های درس شرکت نخواهند کرد. دانشجویان تجمع کننده شعار می دادند: «پینوشه، پینوشه ایران شیلی نمی شه»، «دانشجوی تعلیقی حمایتت می کنیم»، «محمود احمدی نژاد عامل تبعیض و فساد»، «مرگ بر دیکتاتور» و... . تا لحظه تنظیم این خبر جو داخل و خارج دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه به شدت متشنج گزارش می شود و دستگیری دانشجویان همچنان ادامه دارد.

 


قیصر امین پور

 با تاسف ابتدا خبر درگذشت قیصر امین پور شاعر اصلاح طلب و  دانلود کتاب به قول پرستو  از این شاعر گرانمایه و در اینجا هم میتوانید برخی دیگر از سروده های او را بخوانید.

چند ترانه هم ببینید و بشنوید از قیصر عزیز:

به یادت ( از آلبوم فاصله از محمد اصفهانی)

بوی بارون( از آلبوم نون و دلقک از محمد اصفهانی)

 لاله پرپر ( از آلبوم باغ ارغوان از حسام الدین سراج)

شبان عاشق ( از آلبوم شبان عاشق از علیرضا افتخاری)


سيد "محمد خاتمي" ، رييس مركز بين‌المللي گفت و گوي تمدنها با صدور پيامي درگذشت "قيصر امين پور" را تسليت گفت .

در پيام تسليت خاتمي به مناسبت درگذشت مرحوم امين پور آمده است:
مرحوم قيصر امين پور گوهر تاباني بود كه خوش درخشيد ولي دولت مستعجل بود، او از وفاداران به انقلاب اسلامي و خواستار سربلندي ايران عزيز بود و اينك در جوار رحمت حق آرميده است، اما ياد و نام او همواره زنده و انگيزاننده به سوي خوبي و معرفت و حقيقت خواهد بود.

در بخش ديگري از اين پيام تسليت آمده است: "فضيلت و هنر داغدار خاموشي مهر تاباني است كه درآسمان آگاهي و دين داري و ادب و هنر روزگار ما مي درخشيد و جانهاي مومن و زيبايي طلب و خيرخواه و والانگر را روشني مي‌بخشيد.

خاتمي در پيام تسليت خود آورده است: با دلي داغدار اين مصيبت بزرگ را به همه خوبان و نيك انديشان و ملت سرفراز ايران و اصحاب فرهنگ و هنر به ويژه خانواده و بستگان معزز و شكيباي اين بزرگوار تسليت مي‌گويم و از درگاه خداوند منان براي روان پاك او آمرزش و والايي جايگاه طلب مي‌كنم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/08/08ساعت 16:57  توسط حامد فدایی  | 

امروز روز جهانی کوروش است.

کوروش که برخی او را مصداق "ذوالقرنین" مینامند که در قرآن از او یاد شده است به تایید تاریخ فرمانروایی پارسا و عدالت گستر بوده است. تاسف آور است که برخی مذهبیون ما تنها به دلیل "شاه بودن" کوروش را مستحق گرامیداشت نمیدانند این نکته بدیهی نیاز به یاد آوری ندارد که وی در زمانی ماقبل اسلام و حتی مسیحیت میزیسته و قاعدتا نباید از او انتظار مسلمان یا مسیحی بودن داشته باشیم. زرتشت که آیین یکتا پرستی است مذهب قالب آن زمان بوده و یهودیان که یکتاپرستان غیر هم مسلک او بودند در زمان وی امن ترین دوران خود را گذراندند.

عدم وجود تصویر "برده" در آثار تخت جمشید حاکی از اوج فرهنگ ایرانی در دوران باستان دارد و منشور کوروش به عنوان قدیمیترین سند بین المللی شناخته شده مورد احترام تمام ملل دنیاست.

خلاصه ترجمه منشور کوروش:

«منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه جهان. پسر کمبوجیه، شاه بزرگ ... آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه مردم گامهای مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم، مردوک (مردوخ = خدای بابلیان)، دلهای پاک مردم بابل را متوجه من کرد. ... زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم. ارتش بزرگ من به آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید. آن‌ها را از زیر یوغ اسارت خارج ساختم، به بدبختی‌های آنان پایان بخشیدم. ... من فرمان دادم که هیچکس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند. فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و کسی آنان را نیازارند. خدای بزرگ از کردار من خشنود شد ... او برکت و مهربانیش را ارزانی داشت. ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم ... من همه شهرهایی را که ویران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نیایشگاه‌هایی را که بسته شده بود، بگشایند. همه مردمانی را که پراکنده و آواره شده بودند، به سرزمین خود برگرداندم و خانه¬های ویران آنان را آباد کردم، باشد که دلها شاد گردد و هر روز در پیشگاه خدای بزرگ، برایم زندگانی بلند خواستار باشند ... من برای همه مردم جامعه‌ای آرام مهیا ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم.»


پی نوشت:در ابتدا متن کامل منشور کوروش و یادداشتهایی در این زمینه و اینهم کتابی آنلاین در مورد کوروش . در اینجا نیز میتوانید نکاتی در مورد ذوالقرنین نبودن کوروش بخوانید و در ادامه مطلب بحث مفصلی در این رابطه که کوروش را ذوالقرنین میداند

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/08/07ساعت 10:35  توسط حامد فدایی  | 

امروز 15 شوال است و ده روز بعد 25 شوال. بیست و پنج شوال چه روزیست؟
این سخن عالمانه از کیست؟

جهان از یک جرثومه بوجود آمد و آن جرثومه دارای دو قطب متضاد سبب پیدایش ذره گردید و آنگاه ماده بوجود آمد و ماده تنوع پیدا کرد و تنوع ماده ناشی از کمی یا زیادی ذرات میباشد

چه کسی بر صدها سال علم نجوم یونانی ایراد گرفت؟
عجب شیعیانی هستیم، در حالی که بیش از دو ماه به محرم مانده بورس انواع سی دی های مداحی را به وضوح میتوان در جای جای شهر دید.مداحان خوش صدا و خوشنامی که بار شیعه نگاه داشتن جامعه مارا به دوش میکشند.تک تک هفتاد و دوتن یاران حسین(ع)را به نام میشناسندو دهه محرم را بهتر از هر تاریخدانی روایت میکنند.اما من نمیدانم چرا آنها را نمیفهمم؟ نمیدانم چرا آنقدر از دیدن آگهی آموزش مداحی نگران میشوم. نکند راه را گم کرده باشیم؟ نکند میخواهیم با مداحی و مجالس عزا ، شیعه بودنمان را ثابت کنیم؟ میدانم خواهید گفت "این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است" ؛ آری؛ اما اسلام علاوه بر زنده ماندن باید رشد کند. کودک نوپای اسلام را حسین(ع) با خونش زنده نگه داشت و صادق(ع)آنرا بارور نمود؛ رشد داد و پروراند.
شیعه با عدل علی(ع)؛ صلح حسن(ع)؛ خون حسین(ع)؛ سجده سجاد(ع)؛ علم باقر(ع)؛ صدق صادق(ع)؛ کظم کاظم(ع)؛ رضایت رضا(ع)؛ تقوای تقی(ع)؛ پاکی نقی(ع)؛ هدایت هادی(ع)؛ و امامت مهدی(ع) شیعه واقعی است. اما من مداحانی که فقط خون حسین(ع) را فریاد میزنند نمیفهمم.من مظلومیت حسین(ع) را میفهمم اما نمیدانم چرا کسی روز تیرباران تابوت حسن(ع) را یادش نیست؟ نمیفهمم چرا حسن(ع)را مظلوم نمینامند ؛ مگر حسین(ع) 72 یار جانفدا نداشت؟ مگر چه کسی زهر در مشک حسن(ع) ریخت؟من نمیفهمم چرا برخی از مدعیان مدح حسین(ع) مبلغ داخل پاکت اهدایی را مهم میدانند؟ من نمیفهمم چرا فریاد و ضجه های مخاطبین را افتخار خود میدانن ولی تفکر بر حسین(ع)برایشان مهم نیست.
آی مومنی که همسرت را "منزل" صدا میکنی؛ چرا کشیدن چادر زینب(س)را در خیابان فریاد میزنی؟
آی مقدسی که نشان سجده سجاد (ع)بر پیشانی داری؛ از علم باقر(ع)چه بهره بردی؟
آی مجاهدی که خون حسین(ع)غیرت توست؛ کظم کاظم را چه کرده ای؟
آی بزرگی که دم از عدل علی(ع) میزنی؛ با امامانت به عدل رفتار کن

+ نوشته شده در  شنبه 1386/08/05ساعت 17:23  توسط حامد فدایی  | 

حتما شما نوشته کناری وبلاگ من را دیده اید:

سال ۸۶ سال کوروش کبیر

"رهگذر" نام فردیست که به این نام گذاری انتقاد کرده و "داریوش فرزانه" پاسخهایی متین به ایشان داده است.که این موضوع را در قسمت نظرات "این پست" میتوانید بخوانید. همین موضوع مرا به فکر واداشت و تصمیم گرفتم آنرا از دوستان نیز سوال کنم.

آیا باید به ایرانی بودن خود افتخار کنیم؟ چرا؟

"ایرانی بودن" چه شاخصه هایی دارد که میتوان به آن افتخار کرد؟

-------------------------------------------------------------------------------------

دوست عزیزم "سرباز صفر" نکته ای عنوان کردند که توضیح لازم داشت:

منظور از این پست دفاع از "سلطنت" یا "نظام پادشاهی" نیست که من آنرا متعلق به قرون وسطی میدانم و "سلطنت طلبی" را از معدود عقایدی میدانم که حتی ارزش تفکر ندارد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/08/02ساعت 9:50  توسط حامد فدایی  |